مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )

98

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )

يا آن كه قبل از موت توفيق توبه بيابند ، چنانچه بعضى از آيات و احاديث مشعر و دالّ است بر اين معنا ، و سابقاً قدرى ذكر ، و بعد از اين نيز سمت ذكر خواهد يافت ، تا آن كه به دخول بهشت كه آيه دالّ است بر آن تنافى نداشته باشد . ( وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ ) جمعى از اولاد رسول‌اند صلى الله عليه و آله كه اقرار به امامت اهل بيت عليهم السلام دارند ( وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ) ائمّهء معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين‌اند « 1 » . و تفسير ديگر چنانچه بعضى از مفسّرين نموده‌اند ننموده . و مخفى نماناد كه اين آيه از جمله آياتى است كه دلالت مىكند بر وجود امام معصوم در ميان امّت ؛ زيرا كه خيرات جمع محلّى به لام است ، و دلالت بر عموم مىكند ، پس هر كس معصيتى در وقتى از اوقات كرده باشد سابق به جميع خيرات نخواهد بود ، و اين شرافت عظيمى است كه حضرت حق سبحانه و تعالى در آيهء شريفه ذرّيات را بتمامها داخل « الذين اصطفينا » گردانيده باشد . و در تفسير ملّا فتح اللَّه كاشانى كه مسمّى به خلاصة المنهج است تفسير آيهء شريفه به اين عنوان مسطور است : ( ثُمَّ أَوْرَثْنَا ) يعنى : بعد از آن كه ما كتابهاى مقدّمه را بر امم سابقه فرستاديم به ميراث ، داديم ( الْكِتابَ ) قرآن را ( الَّذِينَ اصْطَفَيْنا ) به آنان كه بر گزيديم ( مِنْ عِبادِنا ) از بندگان خود . و عطا را ميراث گفته ؛ زيرا كه ميراث مالى باشد كه بى تعب و طلب به دست آيد ، و همچنين عطيهء قرآنى بى جستجوى مؤمنان ، بلكه به محض عنايت ملك منّان بديشان رسيده ، يا همچنان كه بيگانه را در ميراث دخل نيست دشمنان نيز از قرآن بى بهره‌اند ، يا همچنان كه سهام ورثه از ميراث متفاوت است ، مانند ثمن و سدس و ربع و ثلث و نصف وثلثان و تمام ، اينجا نيز بهره‌هاى اهل قرآن متفاوت است ، و هر كس به قدر استحقاق و اندازهء استعداد خود از حقايق قرآن

--> ( 1 ) تفسير قمّى 2 : 209 .